<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>حدیث پژوهی</title>
    <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/</link>
    <description>حدیث پژوهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل استفاده از راویان ضعیف در أسناد کتاب کافی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115343.html</link>
      <description>حصول اطمینان به صدور روایات از جانب اهل‌بیتk امری بس مهم است. هرگونه خللی در صدور روایت از معصومt ممکن است روایت را از اعتبار ساقط کند. طبق مبانی متأخرانِ سندمحور بیش از نصف روایات کتاب کافی تألیف کلینی دچار ضعف سندی هستند. ولی کلینی که طبق مبنای متقدمان مشی کرده، چنان‌که در مقدمه اذعان دارد، روایات صحیحه را گردآوری کرده است. پژوهش پیش‌ رو به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که کلینی با چه معیارهایی به صحت روایت راویان ضعیف حکم کرده است؟ این پژوهش با روش کتابخانه‌ای و شیوۀ توصیفی‌تحلیلی و پژوهشی سامان یافته است. نتیجۀ پژوهش نشانگر آن است که برخی از معیارها و نشانه‌های دال بر صحت روایت راویان ضعیف در کافی بدین قرار است: استفاده از نگاشته‌های اصحاب، استفاده از قراین، شهرت روایت، نقل حدیث در حالت استقامت راویان ضعیف، اعتماد به نگاشته‌های مشهور اصحاب، استفاضۀ اجمالی روایت، تعدد أسناد روایات ضعیف، إنجبار خبر ضعیف با خبر صحیح و استواری متن حدیث. </description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی روایت جواز «کشتار جمعی» در جنگ</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114833.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;در منابع روایی شیعه، روایتی وجود دارد که بر آب بستن بر دشمن، سوزاندن شهرها و نیز جواز کشتار زنان، کودکان، پیران و اسیران مسلمان در جنگ دلالت دارد. این روایت از حفص ‌بن‌ غیاث به نقل از امام صادقt است. اولین‌بار محمد ‌‌بن ‌‌یعقوب کلینی در الکافی روایت فوق را ذکر کرده و پس از وی در قرن چهارم، محمد ‌بن ‌حسن طوسی در کتاب التهذیب ‌الأحکام در ذیل عنوان باب &amp;amp;laquo;کیفیة قتال المشرکین و من خالف الإسلام&amp;amp;rlm;&amp;amp;raquo; با اندکی تفاوت در سند، آن را ذکر کرده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی‌تحلیلی سامان یافته و درصدد است با مقایسه با آیات قرآن کریم، گزارش‌های تاریخی و قواعد فقهی، حدیث مذکور را مورد ارزیابی سندی و محتوایی قرار دهد. درنتیجه مشخص گردید که روایت مذکور مخالف آیات قرآن، احادیث دیگر و قواعد فقهی است و نمی‌تواند مورد پذیرش قرار گیرد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی سند و متن روایات معراجیه در تفسیر مأثور نورالثقلین</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114269.html</link>
      <description>معراج پیامبر2 از مباحث مهمی است که در منابع دینی به‌ویژه تفاسیر روایی به آن پرداخته شده است. یکی از این تفاسیر که در آن میزان قابل توجهی روایت دراین‌باره آمده که گاه هم متفاوت‌اند، تفسیر نورالثقلین است. تفاوت این روایات منجر به ایجاد دیدگاه‌ها و درنتیجه، ابهام و سؤالات گوناگون در مورد معراج شده است. لذا این پژوهش با به‌کارگیری روش کتابخانه‌ای، تحلیل و بررسی داده‌ها، ضمن ارزیابی سند، متن و خاستگاه روایات معراجیه، به تعیین رویکرد مفسر دراین‌باره پرداخته و با توجه به محورهای مطرح‌شده در این روایات، به این نتیجه دست یافته است که حویزی در ارتباط با رؤیت خداوند، کیفیت معراج و وجوب نمازهای یومیه، روایاتی را گزینش کرده که غالباً یکدست بوده و به‌لحاظ سندی و متنی مورد تأییدند. درعین‌حال در ارتباط با تعداد دفعات معراج دو دسته روایت ذکر کرده که با در نظر گرفتن معیارهایی، روایات دال بر دومرتبه بودن معراج، ترجیح دارند. این درحالی است که روایات منقول از وی دربارۀ تعداد نمازهای یومیه به‌لحاظ سندی و متنی قابل مناقشه و محل نقد هستند. دستۀ دیگر از روایاتی که وی در قالب مباحث معراج آورده، مربوط به معرفی حضرت علیt به‌عنوان جانشین پیامبر2 است. اگرچه این روایات سند کاملاً موثقی ندارند، به‌لحاظ متن معتبرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی دلالی روایات فریقین در مورد حوض کوثر و ویژگی‌های آن</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115125.html</link>
      <description>متون دینی شیعه و اهل‌سنت دربرگیرندۀ معارف عمیقی دربارۀ «حوض کوثر» است. بررسی تطبیقی این متون برای شناخت این آموزۀ دینی که یکی از معارف عمیق اسلام است، ضروری است؛ ازاین‌رو، این نوشتار با روش توصیفی‌تحلیلی به تبیین، تحلیل و تطبیق دیدگاه شیعه و اهل‌سنت در مورد اصل وجود «حوض کوثر» و ویژگی‌های آن پرداخته ‌است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که از منظر فریقین، اصل وجود «حوض کوثر» تواتر معنوی دارد و این حوض در قیامت پس از «صراط» قرار دارد و ساقی آن امام علیt است. حوض کوثر دارای وسعت بسیاری زیادی است و جام‌های بی‌شماری در اطراف آن وجود دارد، زیرا افراد بسیاری برای نوشیدن از آب حوض به این موقف وارد می‌شوند و این نشان‌دهندۀ موفقیت بسیار زیاد پیامبر اکرم2 در هدایت انسان‌هاست؛ زیرا موقف حوض کوثر در قیامت، درحقیقت ظهور و تجلی دریافت هدایت در دنیاست و کسانی که در دنیا مسیر هدایت الهی را دنبال کرده‌اند، به حوض کوثر وارد می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گفتمان‏کاوی روایات امام صادق درخصوص کیفیت مواجهه با حاکم جائر</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114842.html</link>
      <description>اهمیت دانش فقه‌الحدیث و غِنابخشی به آن همواره مورد توجه بوده است. بهره&amp;amp;rlm;گیری از دانش&amp;amp;rlm;های جدید نیز با توجه به ملاحظات فهم متون دینی می&amp;amp;rlm;تواند در این راستا تعریف شود. در این پژوهش با کاربست روش تحلیل گفتمان پدام به گفتمان‌کاوی مجموعه روایات امام صادقt در موضوع چگونگی مواجهه با حاکم جائر پرداخته شده است. در این مقاله با بررسی روایات در بسترهای فکری، علمی و سیاسی و با تحلیل آن&amp;amp;rlm;ها در پنج فضای متفاوت، الگویی منسجم در این خصوص به دست آمد. نتایج حاصل شده در این زمینه ضمن نشان دادن نقاط افتراق با دیگر جریان‌ها و گفتمان‌های فکری و سیاسی در این زمینه، حاکی از طرح گفتمانی با دال مرکزی &amp;amp;laquo;عدم مشروعیت حاکم جائر&amp;amp;raquo; در مقابل دیگر گفتمان&amp;amp;rlm;های متخاصم و هم&amp;amp;rlm;عرض با شیعۀ امامیه است. برایند تحلیل روایات نشانگر راهبردهایی در سطوح سلبی و ایجابی، برای پیروان است که کنش منفعلانه در این خصوص پیامدهای سوء فردی و اجتماعی به همراه داشته و درمقابل، واکنش فعالانه در این عرصه می&amp;amp;rlm;تواند زمینۀ تقویت قدرت و تسلط گفتمان جبهۀ حق را فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دفاع از اصالت و اعتبار روایت تاریخی حدیث قضیب ممشوق</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114440.html</link>
      <description>ازجمله گزارش‌های تاریخی در سیرۀ اخلاقی پیامبر عظیم‌الشأن2 در حق‌الناس، روایتی تاریخی است که به حدیث قضیب ممشوق شهرت یافته است. این روایت نقلی است در قصاص‌خواهی پیامبر2 در آخرین روزهای عمرشان در مسجدالنبی و تقاضای قصاص ازطرف یکی از صحابه به‌سبب وارد کردن ضربه‌ای غیرعامدانه ازسوی رسول‌الله بدو.پس از نقل مکرر آن در طی قرون گذشته، این سخن در دورۀ اخیر مورد بررسی و نقد جدی‌تری قرار گرفته؛ هرچند نقدی از آن را در دوران گذشته اولین‌بار ابن‌جوزی به دست داده است. روایت یادشده پس از نقد سندی و متنی و کلامی و فقهی و اخیراً نقد روایت‌شناسی و نیز پیگیری روایت در اخبار منتقله مورد توجه منتقدان قرار گرفته است. مقالۀ پیش رو با نگاهی انتقادی به نقدهای سندی و متنی روایت یادشده، هم سند روایت را قابل قبول/صحیح دانسته و هم تنافی آن را با قواعد فقهی مسلم فریقین و نیز مبانی کلامی مردود دانسته و از اعتبار این سخن که بیش از فقه بر اخلاق والای پیامبر/خلق عظیم مبتنی است دفاع می‌کند. به دیگر سخن، این حدیث در باب اخلاق قابل استناد و ارزیابی است نه فقه و بین این دو فاصله و تمایز است. سیرۀ پیامبر2 رفتاری اخلاقی است که جنبۀ فقهی لزوماً در آن مورد توجه نیست. بااین‌حال این نوشتار مدعی است که این روایت ازجمله روایات منتقلۀ مثبت/صواب است و منتقله بودن سبب ضعف آن نمی‌شود که هیچ، به‌سبب تلقی به قبول آن در فریقین باعث تقویت آن می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مشایخ یک راوی، منبعی برای شناخت بهترِ او؛ نمونه: بررسی استادانِ ابوالمفضّل شیبانی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114840.html</link>
      <description>برای شناخت راویان حدیث، معمولاً فقط به سخنان رجالیان دربارهٔ ایشان بسنده می‌شود؛ حال‌آنکه قرینه‌های دیگری نیز وجود دارند که گاه می‌توانند ما را به شناسایی بهترِ راویان رهنمون‌ سازند. یکی از این قرینه‌ها، بررسی مشایخِ یک راوی و نوع رابطهٔ وی با ایشان است. در این مقاله، برای روشن‌تر شدن این قرینه، بر روی یک محدث خاص به نام ابوالمُفَضَّل شَیْبانی (د ۳۸۷ق) تمرکز شده‌ که محدثی مشهور و دارای انبوهی از مشایخ بوده است. در این مقاله، تلاش شد تا جدا از داده‌های منابع رجالی، از راه تحلیل مشایخ ابوالمفضل نیز به شناخت دقیق‌تری دربارهٔ وی دست‌ یافته ‌شود. در این راستا، با تحلیل ویژگی‌های علمی و مذهبی در مجموعهٔ استادان ابوالمفضل و مقایسۀ آن‌ها با ویژگی‌های خودِ او، روشن شد که با توجه به تنوع مذهبی بالا در میان مشایخ وی، به‌ نظر‌ می‌رسد وی بیشتر به فراوانی شمار احادیثِ خود، قرب اسناد و دستیابی به رتبهٔ &amp;amp;laquo;حافظ&amp;amp;raquo; اهمیت می‌داده و حساسیت چندانی روی مذهب استادانش نداشته است. همچنین این تنوع مذهبی نشان از رشد نیافتنِ ابوالمفضل مطابق با منش‌های حدیثیِ امامیه دارد و می‌تواند چراییِ تفاوت‌های محسوس در سندهای وی با نوعِ سندهای محدثان امامیه را تااندازه‌ای روشن سازد. افزون بر این، روشن شد که در میان انبوه مشایخ ابوالمفضل، احتمالاً ابن‌عقده (د ۳۳۲ق) بیشترین تأثیر را بر شخصیت وی از جهت‌های گوناگون داشته است؛ ازجمله گرایش‌های مذهبی، علاقه به موضوعاتی خاص برای تألیف و شیفتگی به دانش حدیث و حافظ ‌بودن. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی و کشف رابطۀ «عُجب» و «وحشت» در حدیث «إن أوحش الوحشة العجب»</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114839.html</link>
      <description>پژوهش حاضر ناظر به بررسی رابطۀ بین &amp;amp;laquo;عجب&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;وحشت&amp;amp;raquo; در متن "إن أوحش الوحشة العجب" بوده که بخشی از حکمت سی‌وهشتم نهج البلاغه است. این تحقیق پس از بررسی اعتبار این متن در کتب شیعه و سنی، ضمن بررسی معنای واژگان حدیث و روایات همسو، به بیان جهت صدور و دلالت متن پرداخته و معنای اولیۀ روایت را استخراج می‌کند. آنگاه به کمک فهم شارحان حدیث از این روایت و نقد و بررسی نظریات ایشان و بررسی جنبه‌های بیان‌نشده ازسوی آن‌ها، به این نتیجه می‌رسد که آنچه موجب پدید آمدن این تنهایی ترسناک می‌شود، دگرگریزی فرد خودشیفته و عدم انس وی با دیگران است که این وحشت می‌تواند به‌صورت انزوای بیرونی یا درونی بروز کند و وحشت در این روایت نیز مانند عجب دارای مراتبی است. این نوشتار سعی دارد با روش توصیفی‌تحلیلی به تمام جنبه‌های متن‌پژوهی، شامل واژه‌پژوهی، ارزش‌گذاری متن، تشکیل پروندۀ علمی از روایات و شروح و آسیب‌شناسی متن پرداخته و به سؤالات و شبهات مربوط به این متن پاسخ دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی مکاتب متقدم حدیثی شیعی خراسان و کیفیت تعامل با دیگر مکاتب حدیثی شیعه</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114521.html</link>
      <description>تشیع با حضور امام علی بن موسی الرضاt در خراسان بزرگ که از اواسط سدۀ اول، شماری از شیعیان در آن فعالیت می‌کردند، گسترش قابل ملاحظه‌ای پیدا کرد و مجالس متعددی برای ترویج حدیث شیعه در بوم‌های مختلف خراسان برپا شد. در واقع فضل بن شاذان نیشابوری (متوفی ۲۶۰ق‌) که وی را از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام‌هادیk دانسته‌اند، ضمن سفرهای متعدد و تلمذ نزد مشایخ حدیثی شیعه و تحمل مصائب فراوان در فضای ضد شیعی عباسیان، متقدم‌ترین مکتب حدیثی شیعه را در نیشابور بنیاد گذاشت. محمد بن مسعود عَیّاشی (متوفی حدود &amp;amp;nbsp;۳۲۰ق)، از شاگردان با واسطۀ ابن‌شاذان نیز موفق شد مکتب حدیثی نیرومندی در سمرقند به وجود آورد که آثار آن تا سدۀ پنجم هجری در جهان تشیع باقی بود.از این دو مکتب حدیثی که در فاصلۀ سدۀ سوم تا پنجم هجری در گسترش تشیع در خراسان فوق‌العاده تأثیرگذار بوده‌اند و آثار و نوشتجات پرشماری داشته‌اند، اطلاعات و آگاهی اندکی در دسترس قرار دارد. مسئلۀ این پژوهش شناسایی مشایخ و مبانی مکاتب حدیثی متقدم شیعی خراسان است و ضرورت این تتبع بیش از همه به اهمیت بوم خراسان بزرگ و نقش آن در تعاملات علمی و حدیثی جهان اسلام ارتباط دارد. احیای میراث شیعی و بازسازی گنجینه‌های علمی گمشده نیز از دیگر ضرورت‌های این پژوهش است که با روش کتابخانه‌ای و صرفاً از لابه‌لای منابع متأخر به اطلاعاتی دربارۀ این مکاتب دست یافته است. این جستار نشان داده که عقل‌گرایی و توجه به مباحث کلامی، ضرورت موافقت حدیث با قرآن، توجه به عدم نقل حدیث از غلات و مذاهب منحرف،توجه به مباحث رجالی، بیان احادیث اخلاقی و فقهی و تعامل گسترده با بوم‌های شیعی، در شمار ویژگی‌های مکاتب حدیثی شیعی خراسان است. دو مکتب حدیثی ابن‌شاذان و عیاشی از جنبۀ عقل‌گرایی و توجه به موافقت حدیث با قرآن با مکتب حدیثی بغداد و از جنبۀ توجه به مباحث فقهی و اخلاقی با مکتب قم اشتراک بیشتری داشته‌اند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیرگذاری ابن‌نوح سیرافی بر حدیث شیعه</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114533.html</link>
      <description>زدودن غبار هزارسالۀ تاریخ حدیث شیعه از چهرۀ علمی ابن‌نوح سیرافی، موضوعی است که به روش توصیفی‌تحلیلی و فقط با مطالعۀ اطلاعات اندک رجال‌شناسان و اسناد و احادیث بازمانده از کتاب‌های وی میسر است. ابن‌نوح مؤثرترین استاد نجاشی در الرجال است. اگر بتوانیم شخصیت‌های تأثیرگذار قرن‌های نخستینی که منابع امامی نوشته شدند بشناسیم، از جریان‌های فکری و نحوۀ شکل‌گیری منابع کنونی مطلع می‌شویم. موضوع پنج کتاب ابن‌نوح به رجال و تراجم‌نگاری، فقه و امام زمانZ مرتبط است. اخبار و روایات سه کتاب ابن‌نوح در کتاب‌های الرجال نجاشی، الغیبة شیخ طوسی و برخی آثار ابن‌طاووس باقی ماندند. این داده‌ها نشان می‌دهد علم ابن‌نوح منحصر در رجال نیست، بلکه او ابتدا فقیه و سپس محدث و رجالی است. کتاب‌های فقهی وی، مانند استادش صدوق و دیگر فقهای سدۀ چهارم، مأثور و با ذکر روایات و سند کامل آن‌ها همراه بوده است. در کنار آن، ابن‌نوح نسخه‌شناس ماهری بوده که به بسیاری از اصل‌های کهن دسترسی داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی روایات فطرس ملک و نقد پژوهش‌های پیرامون آن</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114843.html</link>
      <description>روایات مربوط به جریان &amp;amp;laquo;فطرس ملک&amp;amp;raquo;، ازجمله اخباری است در باب فضایل امام حسینt نقل شده که این فرشته به‌خاطر کوتاهی‌ای که در انجام وظایف خود داشت، از مقام خود عزل و به زمین تبعید می‌شود؛ اما در روز ولادت امام حسینt مورد شفاعت ایشان قرار می‌گیرد و به جایگاه خود بازمی‌گردد. در چند سال اخیر، چندین پژوهش دربارۀ این روایات انجام شده و هریک از نویسندگان از نگاه و منظر خود دربارۀ سند، متن یا هر دوی آن‌ها اظهار نظر کرده‌اند. اما بدون شک، نقد و بررسی این پژوهش‌ها، در تکامل و ارتقای این موضوع سهم بسزایی خواهد داشت. در این نوشتار با رویکرد توصیفی‌تحلیلی و با روش گردآوری کتابخانه‌ای، سعی شده مطالب مذکور در مقالات مزبور و دیگر سخنان مربوط به این مسئله، مورد نقد و بررسی قرار گیرد و در صورت نیاز تکمیل گردد تا به‌نوعی دربارۀ صحت‌وسقم این داستان و اظهار نظرهای مربوط به آن نتیجه‌گیری شود. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که کثرت نقل داستان فطرس ملک در روایات منقول در جوامع مختلف و متعدد معتبر حدیثی شیعه به‌علاوۀ شواهد و قراین مختلف، به‌اندازه‌ای است که ادعای استفاضه برای این داستان کاملاً صحیح و قابل ‌اثبات است. ازطرفی دیگر، شبهات و ایرادات متنی این روایات نیز با فهم صحیح از عالم مجردات و دوری از ذهنیت مادی، موافق عقل و نقل بوده و مشکلات متنی و دلالی نخواهند داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استعاره‌ای نهفته در روایتی کهن (الدَّمُ الدَّم)</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114834.html</link>
      <description>در منابع متعلق به سده‌های نخست اسلامی، مشتمل بر منابع روایی، سیره، فرهنگ‌نامه‌های عربی و جز آن، روایتی به‌صورت &amp;amp;laquo;الدَّم الدَّم و الهَدْم الهَدْم&amp;amp;raquo; گزارش شده که در باب معنای آن، نظرات گوناگونی ارائه داده‌اند. در پژوهش حاضر، دو مسئلۀ بنیادین به بحث گذاشته می‌شود: نخست اینکه رویکرد زبان‌شناختی منابع کهن اسلامی در مواجهه با این روایت چه نقایصی دارد و دوم اینکه معنای اصیل نهفته در روایت چیست و با چه رویکرد زبان‌شناختی‌ای می‌توان آن را آشکار کرد. برای این مقصود، پژوهش پیش چشم از روش توصیفی‌تحلیلی بهره گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که منابع اسلامی صرفاً مبتنی‌بر داده‌هایی از زبان عربی و توجیهاتی لغوی‌ هستند بی‌آنکه یک سابقۀ‌ تاریخی دیرین آن را پشتیبانی کند یا از تحلیلی زبان‌شناختی بهره ببرد. افزون بر این، مقالۀ حاضر، با در پیش گرفتن رویکردی تاریخی‌تطبیقی، و تأکید بر ریشه‌شناسی واژۀ&amp;amp;laquo;هدم&amp;amp;raquo;، نشان داده است که برای این روایت می‌توان متناظرهای متعدد در دیگر متون سامی، ازجمله متون مقدس یهودی‌مسیحی، ادبیات کهن عرب و متون روایی یافت. بنا بر یافته‌های پژوهش پیش‌ رو، روایت پیش‌گفته بر این معنا دلالت دارد که &amp;amp;laquo;شما هم‌خون من و پارۀ تن منید&amp;amp;raquo;. همچنین، این روایت بر پایۀ استعارۀ مفهومیِ &amp;amp;laquo;دیگری، عضوی از بدن است&amp;amp;raquo; شکل گرفته که خود بر استعارۀ بنیادین &amp;amp;laquo;تن، ظرف جان است&amp;amp;raquo; تکیه دارد. پژوهش حاضر به‌صورت کلی در فهم زبان متون دینی و به‌طور خاص در تبیین زبان و فرهنگ مردم صدر اسلام اهمیت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد ادعای «ولید بن صالح باصمد» دربارۀ تعارض روایات شیعی مربوط به «انتظار فرج»</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114005.html</link>
      <description>در منابع حدیثی شیعه، علاوه‌بر روایات فراوانی که به ستایش منتظران ظهور امام مهدیZ می‌پردازند، روایاتی دیگر نیز وجود دارند که در ظاهر با روایات دستۀ قبل در تعارض‌اند و عجله برای ظهور امام مهدیZ را ناپسند و موجب هلاک می‌دانند. در رساله‌ای دانشگاهی به زبان عربی با عنوان الروایات الواردة فی المهدی فی الکتب الحدیثیة المعتمدة عند الشیعة الاثنی عشریة؛ دراسة نقدیة نوشتۀ ولید بن صالح باصمد، با تمسک به همین روایات، ادعا شده که روایات شیعی در باب مهدویت، ضعیف، متعارض و غیرقابل جمع‌اند و لذا اصل مهدویت مورد نظر شیعه، محل تردید و تشکیک است. پژوهش حاضر، با هدف پاسخ به شبهات رسالۀ مذکور درخصوص انتظار فرج، و با استفاده از روش &amp;amp;laquo;توصیف و تحلیل&amp;amp;raquo;، ابتدا ادعای مطرح‌شده را ذیل دو بخش روایات دال بر مدح انتظار فرج و روایات دال بر ذمّ استعجال فرج دسته‌بندی و گزارش نموده، سپس با بررسی‌ سند و متن تک‌تک روایات، چنین نتیجه می‌گیرد که روایات دستۀ اول بر مبنای هر دو رویکرد اعتبارسنجی راوی‌محور و قرینه‌محور، از اعتبار برخوردارند. روایات دستۀ دوم را نیز گرچه می‌توان بر مبنای رویکرد اعتبارسنجی قرینه‌محور، حمل بر اعتبار کرد، اما دلالت آن‌ها تعارضی با روایات دستۀ اول و مفهوم انتظار فرج ندارد؛ در واقع استعجال و انتظار دو گونه مواجهۀ متفاوت با مسئلۀ غیبت امام زمانZ هستند که منتظران، از استعجالی که توأم با ارتیاب، جحود، تعیین وقت و عجله برای ظهور بوده و به هلاکت می‌انجامد نهی شده‌اند، و به انتظاری که توأم با اخلاص و تسلیم در برابر ارادۀ الهی است و منجر به نجات می‌شود، توصیه شده‌اند. لذا روایات دال بر ذمّ استعجال فرج با روایات دال بر مدح انتظار فرج قابل جمع دلالی هستند و نیازی به ترجیح یکی بر دیگری نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی احادیث تَغَلُّب با تأکید بر صحیحین</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114844.html</link>
      <description>مطالعۀ اندیشۀ سیاسی اسلام گواه این مطلب است که از قرن سوم با طرح مسئلۀ دوگانۀ خلیفه و سلطان، &amp;amp;laquo;نظریۀ تغلب&amp;amp;raquo; به‌عنوان منبعی برای مشروعیت سیاسی حاکمان اسلامی شکل گرفت و تئوریزه شد. این نظریه که بر مبنای عبارت &amp;amp;laquo;الحق لمن غلب&amp;amp;raquo; پایه‌گذاری شده، به‌تدریج تا جایی در افکار مسلمانان ریشه دوانید که غالب اندیشمندان اسلامی آن را پذیرفته و حتی در متون روایی نیز احادیث بسیاری در تأیید این دیدگاه نقل گردید؛ حال‌آنکه این روایات و اصل این دیدگاه با نص آیات قرآن کریم و حتی برخی روایات از همین کتب، در تعارض و تناقض است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی‌توصیفی و نگاهی نقادانه ابتدا به استخراج این احادیث از بین کتب اهل‌سنت، به‌ویژه صحیح بخاری و صحیح مسلم، پرداخته و سپس دیدگاه قرآن کریم در این زمینه و برخی روایات معارض از بین همین کتب را در نقد روایات مؤید نظریۀ تغلب بیان کرده است. با وجود تعارضات موجود و نص صریح آیات و روایات، شارحان صحیحین ازجمله ابن‌حجر عسقلانی در فتح الباری و نووی در شرح صحیح مسلم، با تمسک به اجماع، خروج علیه حاکم را اگرچه فاسق و ظالم باشد، حرام دانسته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی حدیث «لو وقعت قطرة فی بئر...»</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114841.html</link>
      <description>اعتبارسنجی گزارش‌های روایی برای احراز صدور آن از معصومt، مبحثی مهم در پژوهش‌های حدیثی اسلامی محسوب می‌شود، زیرا اطمینان از صدور حدیث باعث استقرار اصول معرفتی، اخلاقی و فقهی صحیح خواهد شد. در این میان، روایاتی که ناسازگاری مضمونی با معارف دینی را به اذهان متبادر می‌سازد، به‌سبب اعتبارسنجی حائز اهمیت فراوانی هستند؛ ازجملۀ آن‌ها روایتی است منسوب به امام علیt که به افتادن قطرۀ شراب در چاه و دریا اشاره دارد و میان آن با ادلۀ فقهی، تاریخی و اعتقادی تعارض‌هایی به چشم می‌خورد. لذا پژوهش حاضر درصدد ارزیابی صدور روایت منسوب، برای احراز صدور و سازگاری آن با شرع مقدس بـوده کـه بـا روش کتابخانه‌ای همراه با توصیف و تحلیل گزاره‌ها به بررسی مطالب پرداخته است. نتیجۀ بررسی شواهد گوناگون در مبحث اعتبارسنجی، عدم احراز صدور است، زیرا ارزیابی آن حاکی از عدم هم‌خوانی متن آن با برخی معارف فقهی، اعتقادی و تاریخی دارد. همچنین وجود برخی شباهت‌های آن با فقه و عقاید اهل‌سنت از دیگر مواردی است که انگارۀ جعلی بودن آن را به ذهن می‌رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازپژوهی مفهوم «صحیح» از نظر محدثان متقدم</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114619.html</link>
      <description>دست یابی به سنت به عنوان گسترده‌ترین منبع شناخت دین از طریق اخبار صحیح میسر است، بنابراین لازم است تعریف حدیث پژوهان متقدم و متأخر از حدیث صحیح مشخص شود. خبر صحیح به اصطلاح متأخران عبارت از خبری است که از طریق راویان امامی عادل به معصوم متصل باشد. با توجه به اینکه محدثان متقدم تعریف روشنی از مفهوم صحیح ارائه نکرده‌اند، باید با مراجعه به آثار آنان، تعریف آنان را به دست آورد. برخی ادعا کرده‌اند از نظر متقدمان، حدیث صحیح عبارت از خبری بوده که علم یا اطمینان به صدور حدیث از معصوم داشته‌اند. این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای سامان یافته، در صدد راستی آزمایی این ادعاست. یافته‌های این پژوهش نشان از آن دارد که خبر صحیح از نظر متقدمان، خبری بوده که همراه با قرینه‌ای بوده که اقتضای اعتماد را داشته است، اما هیچ نشانه‌ای در جوامع متقدم وجود ندارد که خبر صحیح از نظر آنان خبری بوده است که اطمینان یا علم به صدور آن از معصوم داشته‌اند؛ به نظر می‌رسد آنچه باعث سوء برداشت شده، خلط بین قرائن اثبات صدور، قرائن صحت مضمون و قرائن ترجیح  شده است. قرائن صحت مضمون  و قرائن ترجیح  که در آثار متقدمان از آنها نام برده شده، ناتوان از اثبات صدور از معصوم هستند؛ قرائنی که شیخ بهایی از آنها نام برده، هرچند می‌توانند نسبت به صدور روایت از معصوم اطمینان ایجاد نمایند، اما در آثار محدثان متقدمان وجود ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاوشی فقهی در احادیث احیای امر، و چالش کاربستی آن در هفتم صفر</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114667.html</link>
      <description>بررسی احادیث با رویکردهای گوناگونی امکان پذیر است. در این میان رویکرد فقهی- اجتهادی بر اساس عقلانیت و عرفیت و استناد به موازین و منابع شرعی مورد امضای شارع مقدس و پذیرش تاریخ فقه امامیه قرار گرفته و با توجه به ژرف اندیشی خاص خود شیوه‎ای کارآمد در کشف لایه‎های محتوائی قرآن کریم و روایات معتبر است. روایات احیای امر اهل بیت به عنوان یک خانواده حدیثی در این ژرف اندیشی از دو جهت بسیار حائز اهمیت است؛ جهت نخست کشف لایه‎های پوشیده مانده محتوائی و اثبات این معنا که احیای امر، فقط در گرو تعلیم و تعلم علوم و معارف نیست، بلکه برپائی مراسم به تناسب سرور و حزن اهل بیت نیز از این شمار است. جهت دوم چالش کاربستی این محتوی در تقارن دو مناسب در مثل هفتم صفر است که از یک سو میلاد امام موسی بن جعفر و از سوی دیگر شهادت امام حسن گزارش شده است، در حالی که برپائی مراسم سرور و حزن به صورت توأمان در جهت احیای امر به خصوص در رسانه‎های عمومی، یا غیر ممکن و یا بسیار سخت است. اما از این دو گزارش آنچه دارای رسمیت و واجد اعتبار است گزارش شهادت است. توجه به این موضوع می‎تواند چالش کاربستی احادیث احیای امر را نسبت به محتوای مذکور بر طرف کند. پژوهش حاضر با روش تحلیلی- توصیفی و مطالعات کتابخانه‎ای در نیل به دو جهت مذکور انجام یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی انگاره امامت سید محمد برپایه گونه شناسی روایات الکافی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114813.html</link>
      <description>باب «الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ عَلَى أَبِی مُحَمَّدٍ7» در کتاب کافی به دلیل اشتمال بر روایات سؤال برانگیز در ماجرای رحلت سید محمد فرزند امام هادی زمینه ساز شکلگیری خوانش بداء در امامت امام حسن عسکری شده است. بهترین راه حل به منظور اعتبارسنجی روایات موهم بدا‏‏، بازخوانی انگاره امامت سید محمد برپایه گونه شناسی روایات این باب از کافی است‏‏، به ویژه آنکه تحریرهای این روایات‏‏، فضای دقیقی از خاستگاه و شرایط صدور این دسته از روایات به دست مى‏دهد نظر به فضای خفقان آمیز آن دوران‏‏، امام هادی7 در زمان حیات سید محمد به برخی از افراد خاص به امامت امام حسن عسکری7 تصریح فرموده بودند‏‏، سید محمد سفیر و نائب خاصِ «باب» امام هادی7 بود و منزلت والایش نزد امام و شیعیان و نیز عهده داری امور بیت امامت و نیز ناشناخته نگه داشتن امام حسن عسکری7‏‏ از نظر خاندان و شیعیان و نیز عدم نص علنی و عمومی امام هادی7 بر امام بعدی‏‏، سبب شد برخی گمان کنند امام بعدی سید محمد است. تدبیر امام هادی7 در اوج فضای تقیه در نگه داشتن جان امام حسن عسکری7 از خطرات احتمالی بود به ویژه به منظور حفظ جان امام موعودی که قرار بود از صلب مبارک او باشد. اما با رحلت سید محمد اراده الهی آشکار گردید و مشخص شد تصور عموم شیعیان و خاندان غلط بوده است لذا گویی امر جدیدی نمایان شد. لذا بداء در روایات مذکور به معنی آشکار شدن حقیقت برای عموم شیعیان است امری که خلاف آن را گمان مى‏کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گستره اثر چشم زخم از نگاه روایات فریقین</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114814.html</link>
      <description>باور به چشم زخم از کهن ترین و شایع ترین باور ها در جهان است. این باور در میان مسلمانان نیز طرفداران بسیاری دارد. روایات مربوط به این باور از مهمترین عوامل گسترش این بارو است اما یکی از چالشهای این موضوع، دایره اثر چشم زخم است. عده‌ای چشم زخم را بسیار اثر گذار دانسته‌اند که لازم است پیوسته از آن بر حذر بود و برخی دیگر در عین باور به آن، احتمال ابتلا به آن را اندک می‌‌دانند و عملا در زندگی روزمره توجهی به آن ندارند. نوشتار حاضر با شیوه توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابشناختی می‌‌کوشد این موضوع را از نظر روایات شیعه و اهل سنت واکاوی کند. همه روایات شیعی درباره گستره وسیع اثر چشم زخم از منابع اهل سنت وارد شده است. اهل سنت هفت روایت گزارش کرده‌اند که دایره تاثیر چشم زخم را گسترده نشان می‌‌دهد از این میان تنها روایت ابن عباس که چشم زخم را فراتر از قدر می داند با سندی نقل شده که از نظر اهل سنت صحیح است هر چند مشخص نیست ابن عباس این روایت را مستقیما از پیامبر نقل کرده یا با واسطه. همه روایاتی که چشم زخم را مهمترین عامل مرگ و میر و اصلی ترین علت شکستها و ناکامی ها معرفی می‌‌کند ضعیف و غیر قابل اعتماد هستند و احتمال تاثیر پذیری آنها از فرهنگ زمانه وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب شناسی رویکرد کمی در فرآیند فهم حدیث</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114815.html</link>
      <description>در تبیین روش فهم احادیث، روش کمی در تجزیه و تحلیل اطلاعات، اهمیت بایسته‌ ای دارد. استدلال مبتنی بر ملاک‌های کمی مانند تعداد و حجم ظاهری متن یا میراث دینی، از مهمترین مسائلی است که کم و بیش فضای الهیات تاریخی را قبضه کرده است. واقعا باید دید با توجه به ارتباط سنت واقعه و محکیه، چه حظی از اعتبار برای این نوع تحلیل‌های کمی وجود دارد؟ به عبارت دیگر وجه مشروعیت تحلیل کمی در مطالعات حدیثی چیست؟ برخی از نشانه‌های تحلیل کمی رایج در فرآیند تحلیل متون حدیثی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته‌اند؛ عبارتند از: مفهوم دار شدن عدد و رقم، عدم توجه به مسأله‌گی و محوریت معیارهای غیرکیفی. مقاله حاضر با نگاهی به نمونه‌های مختلف از تحلیل‌های کمی، می‌کوشد تا اولا با هشدار نسبت به نارسایی نتایج مبتنی بر این روش، نتایج مشوش به تفسیر به رأی آن را گوشزد کند و از سویی دیگر زمینه را برای سوق دادن استدلال های دینی به اتقان و استواری سوق دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادی روایات «مصونیت اخروی» به مثابه پاداش برخی از اعمال نیک در منابع امامیه</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114816.html</link>
      <description>در منابع روایی امامیه، روایاتی وجود دارند که بر اساس آن‌ها، در مقابل انجام عمل صالح خاصی، وعدة برخی مصونیت-های اخروی به شخص داده شده است که از جملة آن‌ها می‌توان به نفی حساب و عذاب از انسان در روز قیامت، یا آمرزش تمام گناهان او اشاره کرد. چنین روایاتی این سؤال را در ذهن مخاطب پدید می‌آورند که چگونه ممکن است یک عمل صالح، تمام گناهان و معاصی انسان را امحاء ساخته و شخص را از حساب و عذاب اخروی مصون سازد؟ آیا چنین پنداری باعث عبث‌انگاری حساب و نیز زیر سؤال رفتن عدل الهی در حساب نمی‌گردد؟ نوشتار حاضر، این روایات را به منظور بررسی آسان‌تر، بر پایة مشابهت‌ها و مفارقت‌ها در نوع مصونیت‌‌های موعود، به دسته‌هایی تقسیم نموده که بر اساس این دسته‌بندی، مصونیت‌ها در مرحلة نخست، به دو دستة قابل فهم و غیر قابل فهم تقسیم شده و خود این مصونیت‌های قابل فهم، به دو دستة مصونیت‌های مطلق و مصونیت‌های بدون اطلاق تقسیم شده‌اند. در هر یک از دسته‌های یادشده، گزاره-هایی چند به مثابه مصونیت اخروی ذکر شده‌اند که راقمان این سطور، آن‌ها را در بوتة بررسی نقد الحدیثی نهاده، و از طریق سنجش میزان همخوانی هر گزاره با منظومة معارف دینی برآمده از قرآن، سنّت قطعی و عقل، به اعتبارسنجی مضمونی هر گزاره مبادرت ورزیده‌اند. روش تحقیق حاضر در گردآوری اطّلاعات، کتابخانه‌ای، و در استدلال و نیل به نتیجه، توصیفی-تحلیلی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین دیدگاه تاریخی – حدیثی شیخ انصاری در ایجاد نظریه اصالة الصدور در اعتبارسنجی روایات</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114836.html</link>
      <description>شیخ انصاری از بزرگترین علمای شیعه است که علاوه بر نگارش آثار فقهی و اصولی دارای تحقیقاتی در اعتبارسنجی روایات است که بیانگر نکات دقیق او، به خصوص نسبت به مبانی قدماء امامیه است. این پژوهش با روشی توصیفی – تحلیلی و با تتبع در آثار شیخ، دیدگاه تاریخی - حدیثی وی را تبیین می نماید و نشان می دهد که روش اعتبارسنجی شیخ منطبق بر دیدگاه قدما است. شیخ با توجه به پالایش و دقت هایی که در روند نقل و مقابله احادیث صورت گرفته ، اکثر روایات را صادر از معصومین (علیهم السلام) می داند. که از نتایج این اطمینان ، نظریه اصالة الصدور در برخورد با روایات کتب معتبره حدیثی است. لذا اصلی ترین نقش سند در نگاه وی ، نقش مرجحیت در ظرف تعارض روایات است. از دیدگاه شیخ، وجود روایت در کتاب حدیثی معتبر، به معنای قرینه بر صدور اطمینانی است. البته گاهی با توجه به وجود قرائن قوی و معارض، اطمینان به صدور روایت، خدشه دار می شود و محقق با بهره گیری از قرائن خارجی به ترمیم آن می پردازد. نگارنده به اثری که به تبیین این نظریه و ابعاد آن پرداخته باشد، دست نیافت. لذا این پژوهش از این جهت دارای نوآوری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مبانی و رویکردهای رجالی سید بحر العلوم رحمت الله علیه</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114837.html</link>
      <description>مساله اصلی این مقاله ، واکاوی مبانی و رویکردهای رجالی علامه سید محمد مهدی بحر العلوم (م 1212 ق) است جایگاه علمی والا و تاثیرگذاری وی بر دیگر علما در زمینه های فقه و حدیث و نبود پژوهش ویژه در این زمینه سبب نگارش این مقاله شده است . برای دستیابی به این مهم کتاب رجالی ایشان معروف به فوائد الرجالیه و همچنین برخی از آثار وی که در این زمینه کمک کننده است بررسی شد. معیار علامه در برّرسی حجیّت خبر واحد بر اساس «وثاقت صدوری» است؛ ایشان در ذیل هر شرح حال  با آوردن آراء مختلف رجالیون متقدم و متاخر با اجتهاد شخصی و طبق مستنداتی به ثقه بودن یا نبودن افراد حکم می کند و آنچه مسلم است تاثیر آراء نجاشی بر مستندات علامه در دامنه توثیقات خاص است. بحر العلوم در دامنه توثیقات عام ، قائل به پذیرش توثیق مشایخ راویانی چون نجاشی ، مشایخ اجازه و مشایخ پرتکرار شیخ طوسی و مشایخ راویان جلیل القدر است همچنین توثیق خاندان هااست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بایسته‌های حدیث‌شناختی آموزه‌های مهدویت با تأکید بر نمونه‌های تبارشناسی، موضوع‌شناسی، آسیب‌شناسی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114838.html</link>
      <description>مقصود از بایسته‌های حدیث‌شناختی مهدویت، الزام‌های مرتبط با دانش‌های حدیثی است که در آموزه‌های نقلی مهدویت ضروری است، مورد توجه قرار گیرد. گرچه بایسته‌های مشترک در روایت‌شناسی و راوی‌شناسی به موضوع‌های گوناگون قابل تسری است؛ اما در مبحث مهدویت، برخی از آنها بیشتر نمود دارند یا سزاوار است تأکید بیشتری شوند. دانستن فرآیند بررسی روایات مهدویت از تبارشناسی منابع و اسناد تا توجه به آسیب‌های حدیثی که غالباً از بیرون بر روایت وارد شده‌، از جمله بایسته‌های مربوط است. دستاوردهای مقاله را می‌توان این‌گونه برشمرد: با شناخت موضوع روایات مهدویت و موارد مشترک و متمایز بین شیعه و سنی در این مبحث سبب شناخت بیشتر در تشخیص روایات صحیح و سقیم با توجه به مبانی مذهب‌های اسلامی می‌گردد. آسیب‌های حدیث‌شناختی مانند تصحیف و جعل و تقطیع و اسرائیلیات و تأویل‌گرایی و نقل به معنا، در روایات مهدویت فراوانی بالایی دارد. فرقه‌های مدعی مهدویت از این منافذ آسیب‌زا، احادیث مهدویت را به سود خود جعل یا تحریف معنوی نموده‌اند؛ مانند واقفیه و جریان انحرافی احمد الحسن بصری. نقل به معنا نیز با توجه به رمزی بودن برخی گزاره‌ها و تغییر آن از سوی راوی به سبب نادانستن و یا تصحیف از سوی ناسخ کم‌اطلاع و نیز تقطیع روایات از سوی راویان و نویسندگان بعدی در فرآیند تبدیل نگارش‌های حدیثی نخستین به جوامع حدیثی و امثال آن، از دیگر موارد آسیب به فهم روایات مهدویت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبار سنجی روایت «کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» روضه کافی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114853.html</link>
      <description>بر اساس آیات قرآن کریم و روایات معصومان ع قیام علیه ظلم و احیاء امر خداوند در هیچ عصری تعطیل بردار نیست و می بایست موحدان  جهت تحقق احکام الهی در برابر استکبار و زیاده خواهی های طاغوت ایستادگی کنند.  این مقاله که بر روش توصیفی‌تحلیلی استوار است، به بررسی روایت روضه کافی با نص« کل رایه ترفع قیام القائم فصاحبها طاغوت...»  پرداخته و سند و محتوای حدیث  را مورد بررسی قرار داده است. و  با بررسی  و واکاوی  روایت مذکور و تتبع در سایر روایات مرتبط در روضه  به این نتیجه دست یافته است  که محتوای حدیث نه تنها مردود نیست بلکه به شرایط و آمادگی های لازم  قیام قبل از قیام حضرت حجت عج اشاره دقیقی داشته  و قیامی که با قصد عدم رضای خدا و دعوت به خود در آن باشد را شدیدا مورد مذمت قرار داده  است لذا آنچه که نوشتار حاضر را با دیگر مقالات متفاوت می کند تحلیل و بررسی همه احادیث مرتبط با موضوع و مطالعه  منظومه فکری امامان معصوم در این مسئله است. لکن  بر اساس روایات  خانواده حدیث، قیامی که  با شرایط مد نظر معصومان انجام بگیرد محکوم به شکست نخواهد بود و می تواند در راستای اجرای احکام گامی صائب به شمار آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخ‌گذاری روایت «کانت سورة الأحزاب لتعدل سورة البقره»؛ در موضوع تحریف نقصان قرآن کریم</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114867.html</link>
      <description>در موضوع تحریف لفظی قرآن کریم، محل اختلاف میان مفسران و قرآن‌پژوهان، باور یا انکار تحریف نقصان است. در این خصوص تحریف گرایان همواره به گزارش های متعدد موجود در منابع روایی و تاریخی استناد کرده و با تکیه برآنها دیدگاه های خود را مطرح ساخته اند. یکی از این روایات، روایت «کانت سورة الأحزاب لتعدل سورة البقره» است که در این پژوهش، تلاش گردیده با بهره‌گیری از شیوه های تاریخ گذاری حدیث، ازجمله یافتن در کهن ترین منبع، تحلیل سندی، بررسی تطورات سند و متن تاریخ گذاری شود. درگام نخست، تحلیل منبع نشان دهندة استقبال منابع روایی در نیمة دوم قرن دوم و ذکر این روایت برای نخستین بار در مسند طیالسی(م204) است. اما در ادامه این روایت، با روند کاهش نقل در منابع روایی و البته افزایش جزئیات متن مواجه است. در گام بعد، تاریخ‌گذاری سندی روایت، بیانگر انفراد طریق زر بن حبیش از ابی بن کعب و انشعاب سه طریق از ابن حبیش به عنوان حلقه مشترک ظاهری روایت است اما از این میان انفراد و بی اعتباری دو طریق یزید بن أبی الزیاد و راوی ناشناخته در جزء علی بن شاذان نشان از واقعی بودن عاصم بن أبی النجود کوفی به عنوان نشردهندة اصلی این روایت با نقل برای هشت نفر در اوایل قرن دوم دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی موردپژوهانه انگاره تعارض در روایات حضرت علی(ع) درباره آیات قرآنیِ مربوط به «تقدیر روزی»</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114921.html</link>
      <description>بنابر آموزه‌های دینی، روزی‌ها به دو دسته مادی و معنوی تقسیم شده و خداوند در قرآن به تکفل آن ازجانب خویش اذعان نمودهاست. این وعده الهی سبب شده، نقش انسان در این عرصه، به‌ویژه گستره روزی‌های مادی، مورد مناقشه قرارگیرد؛ تعارض روایاتِ رسیده از معصومان، به‌ویژه منقولات حضرت علی(ع) درباره این دست از آیات نیز، این مناقشه را دامنه‌دارتر ساخته‌است؛ چه این‌که، در شماری از سخنان حضرت، «تلاش» آدمی، محورِ رسیدن به روزی عنوانشده؛ و در پاره‌ای دیگر، تحقق روزی‌ها صرفا در گرو «توکل» به خداوند اعلام و هرگونه تلاشی در این راستا بیهوده تلقی گردیده‌است؛ ناسازگاری دو دسته روایتِ یادشده، ضرورت تامل در آن را روشن می‌نماید. یافته‌های برآمده از درنگ به روش تحلیلی-کتابخانه‌ای در برداشت‌های ارائهشده درباره مفهوم این وعده خداوند، نشان می‌دهد، گرچه به‌کارگیریِ مجردِ هریک از دو عنصر یادشده و حتی عدم به‌کارگیری آنها، در برخی موارد، انسان را به کام می‌رساند؛ اما راه‌کار مطلوب در راهِ رسیدن به روزی مقدر، کاربستِ توأمانِ این دو مولفه به‌نظر می‌رسد. به دیگر سخن، ازآنجاکه، وعده‌های الهی، از دو بستر معنوی و مادی تحققمی‌یابد، لذا «توکل»، بُعد معنوی؛ و «تلاش»، بُعد مادی تحقق این وعده را پوشش داده و بدینقرار، انگاره تعارض سخنان حضرت علی(ع) در اینخصوص، مرتفعمی‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبار سنجی روایات مرجعیت علمی قرآن</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114946.html</link>
      <description>قرآن، به‌مثابه‌ی متن بنیادین معرفت دینی، از دیرباز کانون توجه اهل تأمل بوده و مرجعیت علمی آن، در مقام منبع اصیل حقیقت، پرسشی سترگ را در ساحت اندیشه برانگیخته است. روایاتِ ناظر به این مرجعیت، در منظومه‌ای متنوع قابل طبقه‌بندی‌اند: «روایات جامعیت قرآن، عرضه، همراهی قرآن و معصومین علیهم‌السلام، نور و هدایت بودن قرآن و سرانجام، روایاتی که تازگی وحی را در بستر زمان تضمین می‌کنند.» نقش پررنگ اعتبار سند در حجیت روایات و از سوی دیگر تردید پژوهشگرانی در اعتبار روایات مرجعیت علمی قرآن، سبب شده است که مسئله پژوهش پیش‌رو اعتبارسنجی این روایات با رویکرد توصیفی-تحلیلی باشد.
گروهی از این روایات، همچون نور و هدایت بودن قرآن، به واسطه‌ی تصدیق از سوی قرآن، بی‌نیاز از تحلیل سندی‌اند. همچنین، روایات همراهی قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام، به‌ویژه حدیث ثقلین، از قطعیت صدور بهره‌مندند. علاوه بر این، جاودانگی قرآن که در برخی احادیث تجلی یافته، حقیقتی است که خردِ منصف بدان اذعان دارد و بی‌نیاز از تحلیل سندی است. اما روایات جامعیت و برخی از روایات عرضه، در بوته‌ی سنجش سندی قرار می‌گیرند. 
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از مجموع 33 روایت جامعیت، 22 روایت دارای اسناد معتبر و 11 روایت دارای ضعف سندی‌اند. همچنین، سه روایت عرضه که نیازمند تحلیل سندی بودند، همگی از وثاقت بهره‌مندند. 
برای اولین بار احادیث مرجعیت علمی قرآن اعتبارسنجی شده و برای سهولت در مشاهده نتایج اعتبارسنجی، یافته‌ها از طریق جدول نه ردیفی ارائه شده است. این نتایج در استواری ادله مرجعیت علمی قرآن نقش پررنگی دارد و چشم‌اندازی نو برای پژوهش‌های قرآنی ترسیم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سند و مصادرِ «زیارت وارث» و تنوّع متون آن</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114947.html</link>
      <description>زیارت وارث از جمله زیارات مأثور است که در خصوص اعتبار آن از نظر مصادر، اسناد و همچنین تنوع متن، پرسش‌هایی نزد محققان وجود دارد که مطالعة هریک از آنها نیازمند تحقیق و پژوهش جدید است. روش تحقیق در مسئله یاد شده کتابخانه‌ای و تحلیل تاریخی-عقلی است. 
بررسی‌های انجام‌شده، نشان می‌دهد که زیارت وارث برای حضرت امام‌حسین علیه السلام، از جمله زیارات معتبری است که توسط عالمان و محدثان بزرگ شیعه در قرون متقدم مانند ابن قولویه، شیخ مفید و شیخ طوسی و...در مصادر معتبر و توسط راویان معتبر، از امام‌صادق‌ علیه السلام نقل شده است و متن اصلی آن در همة مصادر نخستین، نزدیک به هم و یکسان و از شهرت و تواتر معنوی برخوردار است و با اندکی تغییر در عبارات پایانی است که آن هم متعارف در نقل‌های تاریخی می‌باشد. متن زیارت وارث از امام معصوم‌ علیهم السلام رسیده و متنی وثیق و پر محتواست که وجود مقدس اباعبدالله الحسین علیه السلام را «وارثِ» حضرت آدم (ع)، حضرت نوح (ع)، حضرت ابراهیم(ع)، حضرت موسی (ع)، حضرت عیسی(ع)، حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع) در ادامه خط جهاد میان حق و باطل خطاب می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سندی و نقد دلالی حدیث رضا و غضب پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از نگاه فریقین</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114459.html</link>
      <description>چکیده
اللهم إمنّا أنا بشر یغضب کما یغضب البشر و &amp;amp;laquo; : در کتب اهل سنت از نبی مکرم اسلام حدیثی به صورت دعا نقل شده است
این حدیث پایه و اساس برخی از معارف کلامی اهل سنت قرار گرفته و یکی از مبانی نبی شناسی &amp;amp;raquo; أرضى کما یرضى البشر
را رقم زده است. مضمون و معنای ظاهر حدیث نزد متکلمان اهل سنت مورد پذیرش واقع شده و برخی طبق ظاهر آن
حکم کرده و برخی این دو ساحت غضب و رضا را در مورد پیامبران به مانند افراد عادی دانسته اند و درنتیجه از حیث
کلامی پیامبر)ص( را فقط در وحی واجد عصمت می دانند. اما اختصاص دادن این دو حالت در معنای ظاهری و بشری نزد
بسیاری از متکلمان، محدثان، حکیمان و عارفان شیعی مردود دانسته شده است. این مقاله نخست به تبیین و تحلیل
حدیث و برداشت های کلامی آن اشاره دارد و سرانجام به نقد سندی و دلالی حدیث پرداخته و بر این باوریم که حدیث
فوق از حیث سند ضعیف و درسنجش با آیات قرآن و در مورد پیامبر)ص( و دیگر احادیث به لحاظ دلالت ظاهری و
محتوای و پیامدهای کلامی آن گونه که اهل سنت تفسیر کرده اند مقبول و مطلوب نیست.
کلید واژه: اوصاف بشری، غضب، رضا، پیامبر</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مبانی حدیث پژوهی در تعلیقه نهج‌البلاغه شهیدی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_114999.html</link>
      <description>«مبانی فهم حدیث» علی‌رغم کاربرد گسترده در حوزه مطالعات دینی و علوم اسلامی، همچنان فاقد چارچوبی روشمند برای استخراج و طبقه‌بندی است. این مقاله با هدف تحلیل مبانی فکری و اصول پنهان در نقد و ترجمه متون دینی، به بررسی تعلیقه نهج‌البلاغه سیدجعفر شهیدی می‌پردازد و کوشیده است وجه تمایز این اثر را نسبت به پژوهش‌های پیشین روشن سازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر مفهوم «مبنا» و تفاوت معنایی آن در فارسی و عربی، تلاش کرده است این واژه را به‌درستی از اصطلاحاتی نظیر اصل، قاعده و روش تفکیک کند. روش تحقیق، تحلیلی-انتقادی و بر پایه شواهد مستخرج از متن تعلیقات شهیدی است و با تلفیق شیوه‌های واژه‌پژوهی، تحلیل واژگانی و بررسی قیود سیاقی انجام شده است. نتایج نشان می‌دهد تعلیقه شهیدی واجد مجموعه‌ای از مبانی پنهان و صریح است که فراتر از ترجمه صرف، جلوه‌گاه بینش کلامی، التزام به اصالت متنی و تکیه بر تحلیل ادبی و تاریخی است. مهم‌ترین دستاورد پژوهش، استخراج و مستندسازی مبانی پنهانی چون باور به عصمت و علم امام علی(ع)، توجه به صحت انتساب نهج‌البلاغه، نقد نسخه‌ها، اتقان استدلال و اعتبار قرائن متنی و غیرمتنی است؛ در حوزه مبانی حدیث‌پژوهی نیز تأکید بر لزوم رجوع به لغت‌نامه‌ها و تراجم، بررسی وجوه نحوی و بلاغی، و استفادۀ دقیق از قرائن روایی و تاریخی را در کار شهیدی به اثبات رساند. به گونه‌ای که این الگو نه‌تنها فهم جدیدی از مبانی تعلیقات شهیدی ارائه می‌کند، بلکه الگویی برای شناسایی مبانی پنهان در مطالعات حدیثی محسوب می‌شود و می‌تواند در ارتقای روش‌شناسی پژوهش‌های متنی اسلامی به‌کار آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سندی و متنی روایت موسوم به «شب معراج» در کامل الزیارات در موضوع شهادت حضرت زهراء(سلام الله علیها)</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115000.html</link>
      <description>روایت مربوط شهادت حضرت زهرا(س) از روایاتی است که مورد انتقاد برخی قرار گرفته است. یکی از این روایات، به نقل از امام صادق(ع) در کتاب کامل الزیارات در طی روایت شب معراج رسول خدا(ص) است که حافظ اسدرم نویسنده سنی مذهب در کتابش، به بررسی آن از نظر سند و متن پرداخته است. از دیدگاه وی وجود دو راویِ مجهول، غالی و عدم ذکر دلیل متقن در روایت، درباره تقدم محاکمه قاتل حضرت محسن(ع) در روز قیامت نسبت به قاتلان انبیاء و امام حسین(ع)، در صورتی که ابتدا می بایست به قاتلان انبیاء و امام حسین پرداخته شود، نشان از غالیانه بودن این روایت دارد. در نتیجه این روایت غیر قابل قبول است.این پژوهش با شیوه توصیفی-تحلیلی و با ابزار کتابخانه‌ای به بررسی نقدهای موجود در کتاب اسدرم پرداخته و مشخص شد، این دو راوی که از دیدگاه وی دچار مشکل بوده‌اند بدلیل توثیقات عمومی از جمله اکثار روایت از ثقات و اجلاء و همچنین کتاب محوری کامل الزیارات، تنها جنبه انتقال دهنده میراث را داشته‌اند. با توجه به مقام حضرت زهرا طبق روایات شیعه و سنی، وجود روایت در کتب اهل سنت بر ناراحتی حضرت زهرا بعد از پیامبر، دفن شبانه ایشان، اشاره به سقط حضرت محسن در روایات اهل سنت، وجود مواقف متعدد در قیامت، نبود روایات متعارض در این باب و همچنین عدم بیان دقیق محتوای غالیانه توسط حافظ اسدرم و نبود دلیل کافی بر غالیانه بودن تقدم محاکمه‌ی قاتلان حضرت محسن با توجه به محتواهای بیان شده برای غالیان دلیلی بر پذیرش روایت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخ‌گذاری روایات معرفی امام جماعت در نماز آخرالزمان: از امامت عیسی7 تا اقتدا به امام مسلمانان</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115037.html</link>
      <description>بر پایه تحلیل خاورشناسان، باور به «هبوط عیسی7در آخرالزمان به‌عنوان حاکم و امام مسلمانان در نماز» یکی از بنیادی‌ترین اعتقادات مسلمانان درباره منجی موعود است. در نظر آنان، ابتدا عیسی7نقش منجی اسلام را داشت، اما به‌تدریج «مهدی7» جایگزین این جایگاه شد و در نهایت، با بازتفسیر شیعی، عیسی7در نماز پشت سر مهدی7 قرار گرفت تا پیروی خود را از او آشکار سازد. در این پژوهش برای اعتبارسنجی این دیدگاه، تحریرهای مختلف احادیث مرتبط با «نماز جماعت در آخرالزمان به امامت عیسی7یا امام مسلمانان» را گردآوری و با روش یافتن در کهن‌ترین منبع و روش تحلیل اسناد-متنی تاریخ‌گذاری شده‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد که روایت «امامت عیسی7بدون حضور امام مسلمانان» نه‌تنها متقدم‌ترین تحریر نیست، بلکه از اعتبار روایی کمتری برخوردار است. در مقابل، روایت «اقتدای عیسی7به امام مسلمانان» نه‌تنها متأخر نیست، بلکه با استناد به قواعد حلقه مشترک، می‌تواند به قرن نخست هجری و به صحابه یا حتی پیامبر6بازگردد. این روایت در دهه نخست قرن دوم، توسط ابن سیرین که امام مذکور را مهدی7 دانست، تأکید و بازگو شده‌است. محتمل است که در دوره‌های بعدی، برخی جزئیات آخرالزمانی به این روایت افزوده شده باشند. این جزئیات یا ریشه در روایات نبوی دارد، یا حاصل بازتفسیر راویان بوده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاندیشی معیارهای نقد حدیث با تمرکز بر دیدگاه صالحی نجف‌آبادی در کتاب حدیث‌های خیالی: تحلیل روش‌شناسی و اعتبارسنجی روایات در تفسیر مجمع‌البیان</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115082.html</link>
      <description>در سنت اسلامی، حدیث پس از قرآن، یکی از مهم‌ترین منابع شناخت دین به‌شمار می‌رود. با این حال، ورود برخی روایات غیرمعتبر به منابع تفسیری و حدیثی، ضرورت ارزیابی دوباره اعتبار آن‌ها را ایجاب می‌کند. این مقاله با تمرکز بر دیدگاه صالحی نجف‌آبادی و به‌ویژه کتاب حدیث‌های خیالی، تلاش دارد تا با رویکردی توصیفی–تحلیلی، مهم‌ترین معیارهای نقد سندی، متنی و روش‌شناختی حدیث را بررسی کرده و در پرتو آن، امکان بازخوانی بخشی از سنت حدیثی را به شیوه‌ای عقلانی و قرآنی تحلیل نماید. مطالعه موردی یکی از روایات تفسیری نشان می‌دهد که این رویکرد، با وجود چالش‌هایی در پذیرش عمومی، می‌تواند در شفاف‌سازی و پالایش محتوای روایی، نقش مهمی ایفا کند. مقاله همچنین با مقایسه تطبیقی دیدگاه صالحی با روش‌های سنتی و دیدگاه برخی متفکران معاصر جهان اسلام، ظرفیت‌های رویکرد عقل‌گرا و تاریخی در نقد حدیث را بررسی کرده است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد رویکرد صالحی، ضمن بهره‌گیری از روش عقلانی و انتقادی، ظرفیت اصلاح روشمند سنت حدیثی معاصر را داراست؛ هرچند با چالش‌هایی از حیث تعمیم و پذیرش عمومی نیز مواجه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رهیافت حل مشکل در روایات دال بر «نهی از استشفاء با آب‌های گرم گوگرد دار»</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115087.html</link>
      <description>آب‌های گوگردی، به‌عنوان منابع طبیعی با ویژگی‌های درمانی خاص، از گذشته‌های دور مورد توجه بوده‌اند. بااین‌حال، تعارض میان یافته‌های علمی معاصر و روایات درباره استفاده از این آب‌ها، ضرورت انجام پژوهشی جامع برای تحلیل این موضوع را آشکار می‌کند. پژوهش حاضر با روش تحلیل اسنادی و بررسی روایات دینی و داده‌های علمی، تلاش کرده است تا با روشن‌سازی تعارضات موجود، رویکردی جامع در حل این تعارض ارائه دهد. بررسی روایات مرتبط با این آب‌ها، دو رویکرد اصلی عالمان را نشان می‌دهد: 1. پذیرش مطلق نهی و تعلیل آن به غلبه ضرر بر منفعت، با توجه به مضرات بالقوه این آب‌ها؛ 2. پذیرش تأویلی که در آن دو تفسیر اصلی مطرح شده است: حمل نهی بر کراهت، نه حرمت مطلق؛ حمل نهی بر نگرش شفاخواهی استقلالی از غیر خداوند متعال. پژوهش حاضر همچنین نظریه معیار را به‌عنوان راه‌حلی جامع و منطقی برای رفع تعارض میان روایات و یافته‌های علمی مطرح می‌کند. این نظریه بر استفاده کنترل‌شده و اهمیت توجه به شرایط استفاده و نوع مصرف آب‌های گوگرددار تأکید دارد. بر اساس این رویکرد، با مستندات روایی و سیره عالمان اثبات می‌شود که نهی روایات تنها به شرب یا مصرف خوراکی آب‌های گوگرددار محدود می‌شود و استعمال موضعی آنها خارج از دایره نهی قرار دارد. تحقیقات علمی نیز این دیدگاه را تأیید می‌کنند؛ زیرا استفاده موضعی از آب‌های گوگرددار در درمان بیماری‌های پوستی و مفصلی مؤثر و ایمن است، اما مصرف خوراکی آنها می‌تواند منجر به عوارض شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از عصمت تا مشروعیت: تقابل گفتمان کساء در روایت شیعی و عباسی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115097.html</link>
      <description>این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با بررسی ۳۶ کاربرد معنایی کساء در متون پیشااسلامی و اسلامی به واکاوی تقابل گفتمانی دو روایت پرداخته است: اول حدیث کساء مبتنی بر آیه تطهیر که دال بر عصمت اهل بیت است و دوم روایت اللهم اغفر للعباس در منابع اهل سنت. یافته ها نشان می دهد القای کساء پیش از اسلام فاقد بار عقیدتی بود و صرفا نماد تکریم مانند کسوه کعبه بود. روایت غفران عباس گرته‌برداری آگاهانه از حدیث کساء است که با افزودن عبارت اللهم احفظه فی ولده در دوران عباسیان به ابزاری برای مشروعیت سازی حکومت پنج قرنه آنان تبدیل شد. این تحقیق با نقد سندی و متنی و با نشان دادن تضاد ماهوی تطهیر و مغفرت تحریف گفتمانی عباسیان را اثبات می کند و تحلیل های نادرست از روایت اللهم اغفر للعباس سبب سوء برداشت از آن گردیده است که نتیجه ای جز جعلی بودن روایت را به بار نخواهد داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی فقه الحدیثی روایت نهم باب وصیة رسول الله (ص) و أمیرالمؤمنین (ع) فی السرایا در «الکافی»</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115115.html</link>
      <description>جهاد و اخلاق جنگ، از بنیادین‌ترین عرصه‌های تأمل در اندیشه اسلامی است؛ حوزه‌ای که در پرتو تعالیم اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، چهره‌ای انسانی، راهبردی و تربیتی می‌یابد. در میان میراث حدیثی، روایت نهم از باب «وصیة رسول‌الله(ص) و أمیرالمؤمنین(ع) فی السرایا» در کتاب الکافی، جایگاهی ممتاز دارد؛ روایتی که به شکلی جامع، اصول رفتار مسلمانان را در میدان نبرد تبیین می‌کند. این پژوهش، با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی و مبتنی بر اصول فقه‌الحدیث، به تحلیل سندی و دلالی این روایت پرداخته است. در بخش نخست، دو طریق نقل روایت با استناد به منابع رجالی معتبر بررسی شده و وثاقت راویان هر دو طریق، احراز گردیده است. در تحلیل دلالی نیز، با بهره‌گیری از روش ساختارشناسی و فقه‌اللغه روایی، دلالت‌های آشکار و لایه‌های معنایی پنهان روایت استخراج شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این حدیث، ساختاری منسجم، زبانی هدایتی و کارکردی چندسویه دارد؛ از یک‌سو حاوی نواهی اخلاقی و اوامر تشریعی در رفتار رزمندگان است و از سوی دیگر، بازتابی از نگاه بلند معصوم(ع) به ماهیت انسانی، الهی و اخلاق‌محور جهاد اسلامی به شمار می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد روایت «مَنْ أَطَاعَ امْرَأَتَهُ…» در میراث حدیثی فریقین؛ ارزیابی احتمال منتقله بودن</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115130.html</link>
      <description>روایت «مَنْ أَطَاعَ امْرَأَتَهُ...» در برخی جوامع حدیثی شیعه بازتاب یافته و در مباحث اخلاقی و فقهی مورد استناد قرار گرفته است؛ با وجود بازتاب این روایت در منابع متقدم، بررسی دقیق و تطبیقی طرق مختلف آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی انتقادی اصالت این روایت، به تحلیل سندی-متنی و ریشه‌یابی تطبیقی آن برای آزمودن فرضیه انتقال از منابع اهل سنت می‌پردازد. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی تطبیقی، به شیوه کتابخانه‌ای انجام شده و داده‌ها بر مبنای نقد سندی رجالی و واکاوی متون تحلیل شده‌اند. این روایت با اختلاف در ناقل اصلی، تفاوت در الفاظ، تغییر در ترتیب و تعداد موارد ممنوعیت، و احتمال ادراج برخی عبارات در منابع شیعی نقل شده است. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که اسانید شیعی روایت، به دلیل محوریت راوی عامی‌مذهب (اسماعیل بن ابی‌زیاد سکونی) و وجود طرق مجهول، فاقد اعتبار کافی هستند. بررسی تطبیقی آشکار می‌سازد که این روایت در واقع ترکیبی از دو گزارش مجزا در منابع متقدم اهل سنت است: بخش اصلی آن، کلامی از حسن بصری و قسمت دوم، قولی از عمربن‌خطاب  است. تقدم زمانی منابع اهل سنت، عامی بودن راوی اصلی، اضطراب در نقل شیعی و شباهت متنی قابل توجه با نقل عامه، فرضیه انتقال این روایت به منابع شیعی را تایید می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه بررسی محتوایی مرویات یک راوی در تقییم ارزیابی‌های رجالی؛ مورد بررسی: ثابت بن هرمز</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115134.html</link>
      <description>ارزیابی‌‌ رجالیان متقدم یکی از ابزارهای اصلی در بررسی احوال راویان است. با این حال، اکتفاء به ارزیابی‌های رجالیان متقدم و افزودن نظرات متأخران بر آن، برای دست‌یابی کامل به احوالات راویان حدیث کافی به نظر نمی‌رسد. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا بررسی بررسی سند و محتوای روایات یک راوی در تقییم رجالی او موثر است؟ بررسی‌های صورت گرفته در مقاله حاضر بر محور تقییم رجالی ثابت بن هرمز نشان می‌دهد که مراجعه به مرویات یک راوی می‌تواند در کنار ارزیابی‌های رجالیان متقدم و متأخر، آگاهی بیشتری از احوالات آن راوی در اختیار ما قرار دهد. در بررسی وضعیت رجالی یک راوی بی‌نیاز از گزارش‌های رجالیان متقدم و متأخر نیستیم، و با بررسی روایات یک راوی نمی‌توان الزاما به وثاقت یا عدم وثاقت او حکم کرد؛ اما بررسی مرویات یک راوی می‌تواند نقشی تعیین کننده در شناخت او و تقییم ارزیابی‌های رجالی صورت گرفته در مورد او داشته باشد. این امر خصوصا در شرایط تقیه و در باب اتهاماتی مانند غلو، وابستگی به فرق و مذاهب و مانند آن اثرگذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مضامین احادیث امام حسین(علیه السلام) در رابطه با جایگاه و ویژگی‌های حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115189.html</link>
      <description>امام حسین(ع) به عنوان یکی از مصلحان بزرگ الهی که در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی وارد شده و با جنبش خود، گامی بزرگ برای تحقق حکومت اسلامی برداشته است، به مسئله مهدویت و امام زمان(عج) توجه خاص داشته و نهضت خویش را بستری برای تحقق دولت آرمانی مهدوی معرفی نموده است. از آنجا که میان نهضت عاشورای حسینی و نهضت جهانی مهدوی ارتباط تنگاتنگی برقرار است، از این رو ضروری است که به صورت دقیق و روشمند به مطالعه احادیث امام حسین(ع) در رابطه با حضرت مهدی(عج) پرداخته و نگرش امام حسین(ع) در این موضوع را مورد بازخوانی قراردهیم. در این پژوهش تلاش شده با استفاده از روش تحلیل مضمون به‌عنوان یکی از روش‌های تحقیق میان‌رشته‌ای، به مطالعۀ روشمند احادیث امام حسین(ع) پرداخته تا به شناختی اجمالی از جایگاه حقیقی و ویژگی‌های مهم حضرت مهدی(عج) دست یابیم. لذا در سه گام ابتدا به تجزیه احادیث و استخراج مضامین پایه پرداخته، سپس با تشریح احادیث، مضامین سازمان دهنده را شناسایی نموده و در پایان با ترکیب و تحلیل احادیث، مضامین فراگیر را مورد تحلیل توصیفی قرار دادیم. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد از مجموع 438 حدیثی که در کتاب دانش‌نامه امام حسین(ع) نقل شده، تعداد 87 حدیث در رابطه با موضوع امامت و مهدویت بوده که تحلیل مضمون آنها محقق را به شناسایی 41 مضمون پایه و 6 مضمون سازمان‌دهنده رسانده است. در تجزیه و تحلیل نهایی نیز دو مضمون فراگیر «جایگاه امام» و «ویژگی‌های امام»، ملاک طبقه‌بندی و تفکیک این احادیث قرار گرفته که جزئیات آنها در متن مقاله تشریح</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رویکردهای حدیثی در غرب اسلامی: از نص تا عقل و باطن‌گرایی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115206.html</link>
      <description>نگارنده مقاله با بررسی‌های انجام‌شده در رویکردهای حدیثی دانشمندان غرب اسلامی (منطقه اَندَلُس، مراکش (مغرب)، تونس، الجزایر و لیبی) به تحلیل آراء چهار تن از برجسته‌ترین محدثان هر منطقه پرداخته‌ و دو پرسش اساسی را مورد بررسی قرار داده‌است: نخست اینکه؛ رابطه و حجیت نص و عقل در برابر یکدیگر چگونه است و دوم؛ آیا این دانشمندان در مواجهه با حدیث، رویکردی سهل‌گیرانه داشته‌اند یا سخت‌گیرانه؟ با پاسخ به این دو پرسش بنیادین، نگارنده توانسته‌است معیارهایی برای رویکردهای حدیثی شناسایی کند که به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند: نص‌گرا، عقل‌گرا و باطن‌گرا. هر یک از این رویکردها ویژگی‌های خاص خود را دارند؛ در رویکرد نص‌گرا، اخباریان و ظاهرگرایان قرار می‌گیرند، در حالی که در رویکرد عقل‌گرا اصولیون، متکلمان و فلاسفه جای دارند و در رویکرد باطن‌گرا، عرفا، متصوفه و تقریب‌گرایان حضور دارند. علاوه بر این، نگارنده در بررسی خود به مقیاس زمانی نیز توجه کرده و ده نفر از دانشمندان را از قرن اول تا هفتم و ده نفر دیگر را از قرن هفتم تا چهاردهم مورد بررسی قرار داده‌است. علت این انتخاب، وجود جریان‌هایی با گرایش عقل‌گرایی در شرایط خاص آن دوران از قرن هفتم به بعد است که تأثیر قابل توجهی بر نتایج به‌دست‌آمده داشته است. به‌طور کلی، هرچه از عصر شکل‌گیری حدیث فاصله می‌گیریم، گرایشات عقل‌گرایی نسبت به نص‌گرایی به تدریج افزایش یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش علامه شعرانی در فهم مراد استعمالی حدیث با تأکید بر تعلیقات او بر شرح ملاصالح مازندرانی</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115216.html</link>
      <description>کاربست احادیث در گرو فهم صحیح و دقیق آنهاست. فهم حدیث دارای فرایندی گاه پیچیده و چند لایه است که از مراد استعمالی گوینده تا مراد جدی را در بر می گیرد. بررسی واژگان بکار رفته در متن حدیث («فهم مفردات»)، و تبیین چگونگی ارتباط میان آنها («فهم ترکیبات») گامهای اساسی است که در مرحله فهم مراد استعمالی پیگیری می‌شود. عالمان و محدثان امامی در طی سده‌های گذشته تلاش کرده‌اند تا با پیگیری روشمند و مبتنی بر منطق فهم سخن، این مراحل را به درستی بپیمایند. علامه شعرانی از جمله عالمان حدیث پژوه در دوران معاصر است که در این باره تلاش‌های حائز اهمیتی دارد. این پژوهش در پی آن است تا با بررسی تعلیقات ایشان بر شرح أصول الکافی ملاصالح مازندرانی، روش های عملی دستیابی به مراد استعمالی از منظر ایشان را شناسایی کند. فهم مفردات از طریق علم صرف و لغت، بررسی تقلیدی لغات، بررسی اجتهادی لغات به روش ترجمه فارسی، تبیین معنای لغوی و اصطلاحی، استنباط حکم شرعی، فهم ترکیبات از طریق اعراب، مجازها و ترکیبات اصطلاحی از جمله شیوه‌هایی است که شعرانی در رسیدن به مراد استعمالی حدیث از آنها بهره برده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیده را یک دهان پر از یاسین (بررسی حدیث اول ما خلق الله نوری)</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115260.html</link>
      <description>حدیقه سنایی به عنوان نخستین منظومه تعلیمی عرفانی فارسی از امهات متون عرفانی به شمار می‌رود. بسیاری از دشواری‌ها و غموض و رموز این کتاب علی‌رغم شروح و گزیده‌هایی که به همت سنایی‌شناسان نوشته شده همچنان باقی‌ست.  در پژوهش پیش رو که با روش تحلیلی- مقایسه‌ای انجام پذیرفته به بررسی و مقایسه و نقد معنی بیت: &amp;amp;quot;کرده از کاف و نون به دُرّ ثمین / دیده را یک دهان پر از یاسین&amp;amp;quot; پرداخته شده تلاش گردیده است با کشف ارتباط مفردات بیت و عوامل درون متنی معنای محصلی که به نظر می‌رسد به مافی‌الضمیر سنایی نزدیک‌تر است ارائه شود. نتیجه بررسی نشان می‌دهد سنایی با بهره‌گیری از عقل، نقل و آموزه‌های کلامی، فلسفی و عرفانی خود یاسین یا حضرت محمد(ص) را سرمنشا و هدف غایی آفرینش جهان دانسته گفته است: آفریننده جهان، با یک دهان گفتنِ کاف و نون یا &amp;amp;quot;کن&amp;amp;quot; که به اعتبار کلام حق بودن، همانند مروارید گرانبهاست چشم جهان را به خلقت یاسین یا همان حقیقت محمدیه گشود. این مضمون برخاسته از حدیث نبوی است: اول ما خلق الله نوری.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش موفقیت قاضی سعید قمی در رفع تعارض روایات اسماء و صفات</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115335.html</link>
      <description>نگاهی اجمالی به روایات ناظر به اسماء و صفات الهی، نشان‌دهنده‌ی دو رویکرد متفاوت در کلام اهل بیت نسبت به این موضوع است. دسته‌ای در نفی صفت و دسته‌ای در اثبات صفت بیان شده‌اند. اندیشمندان بسیاری برای رفع تعارض بین این دو دسته کوشیده‌اند. قاضی سعید قمی به عنوان محدث، فقیه و فیلسوف، در این تلاش از تبیین سه مرتبه‌ی احدیت، واحدیت و ربوبیت سود جسته است و روایات نفی صفات را در مرتبه‌ی اول (احدیت) و روایات اثبات را در مراتب دیگر می‌داند. این پژوهش در پی سنجش موفقیت او در این زمینه است. با توجه به نتایج به دست آمده، کاستی‌ها و ناسازگاری‌هایی که وجود دارد، به نظر می‌رسد او در رسیدن به مقصودش توفیقی نداشته است. نخست آن که مرتبه‌بندی یک فرآیند ذهنی است و صحت حمل آن بر ذات خداوند خارج از ذهن، اگر ممتنع نباشد، نیازمند دلیل است. قاضی خداوند را ذو مظاهر می‌داند و بدین ترتیب نفی صفات بی‌معنا خواهد بود و همان اشکالاتی که قاضی به قائلان نظریه عینیت یا زیادت صفات وارد نموده به نظریه‌ی نفی صفات از مرتبه نیز وارد است. تعارض گرایش قاضی به نظریه نیابت صفات و مرتبه‌بندی با بینونت محض، و خارج شدن او از مقام حیرت و سکوت در برابر خداوند از دیگر موارد ناسازگاری است که توانایی رفع تعارض را از رهیافت او می‌ستاند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبار سنجی و تحلیل محتوایی حدیث«دَعُونِی وَ الْتَمِسُوا غَیْرِی»</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115336.html</link>
      <description>یکی از درخشنده‌ترین صفحات تاریخ زندگانی امام علی (ع) جریان بیعت مردم با آن حضرت (ع) پس ازکشته شدن خلیفه سوم است. با اقبال بی سابقۀ مردم برای بیعت با ایشان، این انتظار می رفت که با فراهم آمدن شرایط، امام به دعوت مردم پاسخ مثبت دهد اما برخلاف انتظار، ایشان با گفتن«دَعُونِی وَ الْتَمِسُوا غَیْرِی» از قبول خلافت مسلمانان خودداری وزید. ازاین سخن، در قرون بعدی، برداشت‌های متفاوتی صورت گرفته و منشأ سؤالات و ابهاماتی شده است.معتزله، این جمله را دلیل بر نفی نص برخلافت‌ حضرت علی(ع) پنداشته وبعضی از روشنفکران از این سخن، اصالت رأى مردم وحتی‌جدا -انگاری دین از‌حکومت را استنباط کرده‌اند. شارحان نهج البلاغه معانی شش‌گانه‌ای برای این جمله ذکرکرده‌اند این جستار درصدد است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی ضمن پاسخ به شبهات، با در نظر‌گرفتن‌جغرافیای سخن و قرائن و شواهد،حکمت خودداری اولیّه امام علی(ع)از پذیرش خلافت را بیان نماید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، امام در مقام جدل و از باب قاعدۀ الزام، مردم عصر خویش را مورد خطاب قرار داده است یعنی شما مردم که نصب الهی امام را با تشکیل شورای سقیفه انکارکرده‌اید، اکنون نیز بنابر اعتقاد خود کسی را بر‌گزینید که با شما همخوانی داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی به متن و سند حدیث «اطلبوا العلم ولو بالصین»</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115377.html</link>
      <description>سخن از دانش و دانش‌اندوزی و خرد و خردورزی از آموزه‌های پربسامد و ارجمند قرآن و حدیث است. یکی از این آموزه‌های بسیار فراگیر و زبانزد نزد همگان، حدیث «اطلبوا العلم ولو بالصین» است که در جوامع روایی سنی و کتب روایی شیعه رخ نموده است. این حدیث، میان اهل سنت به پنج سند و سه متن گزارش شده که همگی دچار آسیب و سستی شده‌اند؛ از این‌رو برخی از حدیث‌پژوهان اهل سنت، آنها را در جرگه «موضوعات» آورده‌اند.
برآیند بررسی این حدیث بر پایۀ سنجه‌های حدیث‌پژوهی اهل سنت نشان می‌دهد که آنها در رستۀ احادیث ساختگی نیستند؛ بیشینه چیزی که در این‌باره می‌توان گفت، «ضعیف بودن» آنها است. و متن حدیث نیز هیچ گونه ناسازگاری با دیگر آموزه‌های قرآن، حدیث و عقل نداشته، در بعضی از گزارش‌های این سخن، آمیختگی با دیگر سخنان پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم دیده می‌شود. گفتنی است این حدیث به کتاب‌های روایی شیعه که در زمینۀ اخلاق نگاشته شده‌اند، وارد شده است بدون این‌که بررسی همه‌سویه پیرامون این سخن داشته باشند، چرا که در بیشتر مواردی چنین، قاعدۀ &amp;amp;quot;تسامح در ادلۀ سنن&amp;amp;quot; را ـ به درستی یا نادرستی ـ پیش چشم داشته‌اند. به روایاتی این‌گونه، نام «احادیث منتقله» داده‌اند. گواهی‌هایی که بر این ادعا می‌توان آورد، بودن این حدیث با طرق و اسانید بسیار در روایات سنی و نبودِ طریق و سندی در روایات شیعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فرآیند فهم حدیث در اندیشه علامه جوادی آملی با تکیه بر نظریه هرمنوتیک پل ریکور</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115528.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با طرح مسئله نسبت میان «فرآیند فهم متن» در هرمنوتیک پل ریکور و «روش تحلیل حدیث» در اندیشه علامه جوادی آملی، می‌کوشد امکانی برای گفت‌وگوی سازنده میان دو دستگاه معرفتی متفاوت فراهم آورد. ضرورت این تحقیق از آن‌جا ناشی می‌شود که فهم متون دینی در جهان معاصر، نیازمند رویکردی است که هم از دستاوردهای روش‌شناختی علوم انسانی بهره گیرد و هم پیوند خود با مبانی قدسی و الهیاتی را حفظ کند. هدف اصلی پژوهش، توضیح نقاط همگرایی و واگرایی این دو متفکر در موضوعاتی چون نقش عقل، چندلایگی معنا، استقلال متن از مؤلف، و امکان یا عدم امکان گشودگی معنا است، تا از خلال آن چشم‌اندازی برای ارتقای روش فهم حدیث ارائه شود. روش تحقیق بر پایه تحلیل و مقایسه مفهومی و با اتکا بر منابع اصلی ریکور (نظیر نظریه تفسیر و زمان و روایت) و آثار تفسیری و معرفت‌شناختی جوادی آملی سامان یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دو متفکر بر عبور از سطح ظاهر متن و نقش فعال عقل در فرآیند فهم تأکید دارند، اما در منشأ لایه‌های معنا، هدف غایی تفسیر و نسبت متن با مؤلف تفاوت‌های بنیادین میان آن‌ها برقرار است. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد که بهره‌گیری گزینشی از ظرفیت‌های روش‌شناختی ریکور، در کنار حفظ مبانی وحیانی اندیشه جوادی آملی، می‌تواند الگویی تلفیقی و کارآمد برای ارتقای فهم روشمند متون حدیثی ارائه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی و تحلیل دلالت جمعیتی روایات مباهات پیامبر(ص) به امت اسلامی در روز قیامت</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115529.html</link>
      <description>این پژوهش بین‌رشته‌ای ضمن اعتبارسنجی هشت روایت نبوی با مضمون مباهات رسول خدا(ص) به کثرت مسلمانان در روز قیامت، دلالت جمعیتی آن‌ها را بررسی می‌کند. پرسش آن چنین است: «اعتبار این روایات تا  چه حد است و و دلالت جمعیتی آن‌ها چیست؟» اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش، در این نکته نهفته است که نتیجۀ آن می‌تواند به راهکاری جدید در تبیین مطلوبیت فرزندآوری فراوان و تربیت صحیح نسل در جامعۀ اسلامی منتهی گردد. در راستای پاسخ‌گویی به این دو پرسش، چهار مسئلۀ فرعی باید پاسخ داده شوند: ۱) ارائۀ متون هشت روایت؛ 2) اعتبارسنجی این روایات؛ 3) تحلیل محتوایی روایات؛ 4) دلالت جمعیتی روایات. روش این پژوهش در گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و در حل مسئله، توصیفی ـ تحلیلی است. یافته‌ها نشان می‌دهند: نیمی از این روایات سنداً معتبر هستند. براساس این روایات و شواهد قرآنی و روایی آن‌ها، ازدواج و فرزندآوری فراوان مسلمانان و تربیت صحیح نسل، مطلوب است. هدف متعالی از این کار در خانواده و جامعۀ اسلامی، برتری یافتن امت اسلامی در کمیت و کیفیت بر دیگر امت‌ها در روز قیامت و مباهات رسول خدا(ص) به این واقعیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه شناسی احادیث مُسنَد اهل‌بیت(ع) از پیامبر(ص)</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115550.html</link>
      <description>یکی از ایرادهایی که به حدیث شیعه؛ به‌خصوص احادیث منقول امامان(ع) از پیامبر(ص) از سوی علمای غیرشیعی مطرح شده است، غیر مُسنَد بودن یا عدم اتصال سند در اینگونه احادیث می‌باشد. این نوشتار در جهت ارائه دلایل نقلی و عقلی و ذکر نمونه احادیث در این موضوع، در راستای اثباب مُسنَد بودن این احادیث و دلایل حجّیّت نفسی قول ائمه (ع) با وجود ارسال ظاهری سند احادیث مذکور، همچنین گونه شناسی سندی از جهت اتصال سند، با ذکر نمونه‌هایی، سامان یافته است، و در این راستا با روش توصیفی تحلیلی و با مراجعه به کتب حدیثی؛ به‌ویژه کتب اربعه حدیثی شیعه و کتاب المحاسن که از آثار متقدم حدیث شیعه هستند، سعی بر این شده است که از دو جهت کلّی، حجّیّت این احادیث، اثبات گردد؛ یا به جهت حجّیّت نفسی سخنان امامان معصوم(ع) و یا از طریق ذکر اتصال سخنانشان به پیامبر(ص). مسند نمودن نقل امامان به پیامبر(ص) از آن جهت است که نشان دهند که سخنانشان، سخنان پدرانشان و در نهایت، حدیث پیامبر(ص) است تا علاوه بر شیعه، مخالفان نیز چاره‌ای جز پذیرش نداشته باشند؛ هرچند در نظر شیعه، اگر یک حدیث نبوى(باسند متّصل) به یکى از معصومین برسد، مُسند محسوب مى‌شود و نیازى به ذکر سند امام معصوم(ع) تا پیامبر(ص) نیست؛ زیرا دردیدگاه شیعه، سخنان پیامبراکرم(ص) و امامان معصوم(ع)، از حیث حجّیّت، تفاوتى ندارند و آنان، نور واحد شمرده مى‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل وثاقت ابوبلج؛ بررسی رویکردهای رجالی اهل‌سنت</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115551.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی تحلیلی انتقادی به بازبینی وثاقت ابوبلج فزاری در منظومه رجالی اهل‌سنت می‌پردازد. روش مطالعه، ترکیب توثیق‌های صریح مانند ابن‌معین، نسائی، دارقطنی، ابن‌أبی‌حاتم با تصحیحات عملی مانند اعتماد احمد بن حنبل در مسند، حکم «حسن، صحیح» نزد ترمذی و دیگران، درج در الثقات ابن‌حبان، سکوت بخاری در التاریخ الکبیر و تصحیح‌های حاکم نیشابوری و ضیاءالدین مقدسی و واکاوی جرح‌های معارض مانند نقل منسوب به بخاری «فیه نظر»، جرح جوزجانی، اشاره ابن‌حبان به «یخطئ» و اقوال ازدی و ذهبی است. یافته‌ها نشان می‌دهد: ۱) نسبت «فیه نظر» به بخاری از حیث اسناد محلّ تردید و حتی بر فرض ثبوت، از سنخ جرح مبهم یا خفیف است؛ ۲) جرح جوزجانی رنگ‌وبوی جهت‌گیری کلامی علیه کوفیان(شیعه) دارد و در معارضه با توثیقات متشدّدان، حجیت تضعیفی کافی ندارد؛ ۳) بیان ابن‌حبان درباره «خطا» با درج راوی در الثقات جمع می‌شود و نافی اعتبار کلی نیست. بر این مبنا، وزن ادله مثبت شامل توثیقات صریح و تصحیحات عملی، بر جرح‌های غیرمفسَّر یا متعصّبانه برتری دارد و نتیجه رجالی آن، «حَسَن‌الحدیث و ثِقهٌ مختلفٌ فیه با ترجیح توثیق» است. گزارش ابن‌عباس در المستدرک با فراز «لیست لأحدٍ غیره» منظومه‌ای از نصوص فضائل از ایمان نخستین تا غدیر و سدّ الأبواب را در جهت اثبات ولایت و تقدم امیرالمؤمنین(ع) هم‌افزا می‌سازد و حداقل مرتبه حُسن و نزد برخی صحّت، برای آن تقویت می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تطبیقی وثاقت و مذهب «عمرو بن عبدالله؛ ابواسحاق سبیعی همدانی» از منظر فریقین</title>
      <link>https://s-hadith.kashanu.ac.ir/article_115552.html</link>
      <description>شخصیت شناسی راویان احادیث از پر چالش‌ترین مسائل علم رجال است. یکی از شخصیت‌های پر چالش که رجالیان سنی و شیعه درباره او، آراء گوناگونی مطرح کرده‌اند، عمرو بن عبدالله ابو اسحاق سبیعی همدانی است. توثیق یا تضعیف وی اهمیت بسزایی در تمسک به روایات منقول از او دارد. نوشتار حاضر در پی واکاوی مذهب همدانی و شخصیت رجالی او است. با توجه به نقل صاحبان صحاح سته از او، رجالیان  سنی به جرح و تعدیل شخصیت او پرداخته و همگی بالاتفاق، ابو اسحاق همدانی را از روایان شیعه دانسته و برخی بر ضد او موضع گیری‌های متعصبانه‌ای کرده‌اند. اما رجالیان  شیعه در مورد همدانی دچار اختلاف شده‌اند. برخی وی را سنی و ضعیف، برخی دیگر، سنی و ثقه و برخی دیگر ابو اسحاق را شیعه و ثقه معرفی کرده‌اند. نوشتار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی و گرد آوری داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای و نرم افزاری، پس از بررسی تطبیقی آراء رجالیان  فریقین و استقصای نقاط اشتراک و افتراق دو دیدگاه، به این نتیجه می‌رسد که علت تضعیف همدانی توسط اهل سنت، شیعه بودن او است. میان رجالیان  شیعه نیز تضارب آرائی در گرفته که با دو راهکار استناد به مرحجات بیرونی و درونی قابل حل است. علامه مجلسی، شرف الدین، شبیری، سبحانی، میلانی و ... ابو اسحاق را شیعه و ثقه می‌دانند. در ضمن با تحلیل متنی منقولات همدانی، فرض سنی بودن او بسیار بعید است، زیرا او راوی روایت اصول و مبانی تشیع، همچون: حدیث غدیر، ثقلین، سدّ الابواب، خالی نبودن زمین از حجت و ... است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
